مثل یک فرش‌باف اجزای خبر را ببافید

خبر
اهالی کرانه رودخانه ویستولا در شمال لهستان کمک می‌کنند تا سیلی را مهار کنند که تاکنون بیش از 590 میلیون دلار به منطقه آسیب رسانده است.

خبرگزاری رویترز شیوه‌ای جا افتاده در نوشتن خبر دارد. در این شیوه اجزای خبر به چهار بخش یا چهار بلوک اصلی تقسیم شده است:

۱. اطلاعات؛
۲. نقل قول‌هاي طلایی؛
۳. پيشينه و توضیحات؛ و
۴. جزییات و فضاسازی.

راز كار در اين نهفته است كه لزومي ندارد این اطلاعات، نقل قول‌ها، پیشینه و جزییات پشت سر هم چيده ‏شود. ‏

خبرنگارها این روزها باید درست مثل یک فرش‌باف عمل کنند. یعنی نخ‌های رنگارنگ را به هم ببافند و در نهایت ‏نقش بیافرینند. ‏

نخ‌های رنگارنگ در دنیای خبر همان اطلاعات، نقل‌قول‌ها، پیشینه و جزییاتی هستند که باید درهم آمیخته شوند.

دو مثال:

۱. بلندترین ساختمان جهان در دوبی سر به فلک می‌کشد

۲. درگیری مسلحانه افراد حماس و فتح علی رغم شروع مذاکرات

اطلاعات

پاسخ به عناصر خبر – چه وقت، کجا، چه کسی، چه چیزی، چرا و چگونه – یعنی ارایه اطلاعات.‏

اگر برای وبسایت خبری می‌نویسید سعی کنید این اطلاعات را در همان چهار پاراگراف اول خبر بگنجانید. خواننده‌های وبسایت‌ها اغلب دوست دارند سریع بروند سر اصل مطلب و بفهمند ماجرا از چه قرار بوده است.

اگر برای روزنامه‌ها می‌نویسید مهم‌ترین بخش اطلاعات را در لید بیاورید.

مهمترین نکته‌ای که باید به خاطر داشته باشید این است که اگر نتوانید اطلاعات اولیه را درست و دقیق منتقل کنید، خوانندگان اعتمادشان را به شما از دست خواهند داد.

خوانندگان انتظار دارند نام اشخاص و مکان‌ها را درست بنویسید. آمار و ارقام هم باید دقیق نوشته شود. ۱۰ میلیارد تومان با ۱۰۰ میلیارد تومان فقط یک صفر تفاوت دارد.

اما انتقال دقیق اطلاعات کار راحتی نیست. در بسیاری از موارد، برای تایید اطلاعات به بیشتر از یک منبع نیاز دارید.

خیلی از موقع‌ها ارقام را اگر جمع کنید با هم نمی‌خوانند. همچنین، گاه پیش می‌آید که گفته‌های دو نفر که ناظر یک حادثه بوده‌اند، با هم فرق می‌کند.

در آکادمی روزنامه‌نگاری بی‌بی‌سی بخشی به ثبت دقیق اطلاعات اختصاص داده شده. ترجمه این مطلب را می‌توانید به زبان فارسی روی سوپرژورنالیست هم بخوانید. مرور این بخش به شما کمک می‌کند تا اطلاعات را درست و دقیق منتقل کنید.

نقل قول‌های طلایی

یکی از استادان رویترز می‌گوید که باید صدای یک انسان را در خبرتان بیاورید؛ چون خبر درباره آدم‌ها است.‏

خبرنگارها امروز حریصانه به دنبال نقل قول‌های طلایی می‌گردند: نقل قول‌های کوتاه و تاثیرگذار. ‏

حواس‌تان باید ‏جمع باشد تا این جملات را صید کنید و به موقع در خبرتان به کار ببرید.‏

نقل قول‌های طلایی،
‏- باید کوتاه و تاثیرگذار باشند؛ چون اگر طولانی باشند خواندن آن سخت و تاثیرگذاری‌شان کم می شود.‏
‏- باید به ارزش خبر اضافه کنند.‏
‏- باید زوایای احساسی خبر را برجسته کنند.‏

یک نقل قول معروف:‏

وقتی جان اف کندی، رئیس‌جمهوری آمریکا، کشته شد، همسر او، ژاکلین، حرفی زد که یکی از خبرنگارها آن را شنید: «خدای من، آن‌ها جان را کشتند.»‏

این جمله در صفحات اصلی خیلی از روزنامه‌ها نشست.

نقل قول طلایی می‌تواند به همین سادگی در عین حال تکان دهنده باشد. ‏

نقل قول طلایی ‏می‌تواند مخاطب را ببرد به محل حادثه و بگوید آن جا چه خبر بوده.‏

چه‌طور نقل قول‌ها را بنویسیم‏؟

در هر خبر دو تا سه تا نقل قول طلایی کافی است. اگر نقل قول درجه یکی داشتید آن را بالای خبر کار ‏کنید، اما ‏نه در لید.

از آوردن نقل قول در لید پرهیز کنید

جای اولین نقل قول در پاراگراف دوم است که به آن اصطلاحا ‏supporting_paragraph‏ می‌گویند.‏

بهتر است حتی اولین نقل قول را در پاراگراف سوم بیاورید، بعد از توضیح مقداری پیشینه.‏

اول فضا را آماده کنید. مثلا گره ایجاد کنید: تظاهرکننده‌ها می‌گویند کتک ‏خورده‌ان، اما پلیس رد می‌کند. و بعد نقل ‏قول را بیاورید، «با باتوم به جان‌مان افتاد بودند.» این را جان وازین ‏در حالی گفت که با دست شانه‌هایش را می‌مالید و لنگ‌لنگان راه می‌رفت.‏

نقل قول اعتبار خبر شما را زیاد می‌کند. یک نقل قول خوب همچنین باعث می‌شود تا داستان نفس بکشد و زنده ‏بشود.‏

برای پاراگراف پایانی خبر هم می‌توانید از نقل قول استفاده کنید. مثلا نقل قولی از یکی از شخصیت‌های اصلی ‏خبر. این کار تاثیرگذاری خبر را بیشتر می‌کند.‏

نکته: اطلاعات را شما بهتر توضیح می‌دهید. این شغل شما است که برای آن آموزش دیده‌اید. استعداد شما به ‏عنوان ‏یک خبرنگار این است که اطلاعات را از منابع بگیرید، ساده کنید و به طور شفاف منتقل کنید. ‏

وقتی ‏دانشمندی از یافته‌های خود برای‌تان می گوید شما باید بتوانید جملات تخصصی او را ساده کنید و به زبانی که ‏مخاطب ‏عام بفهمد برای همه توضیح دهید. ‏

نیازی نیست تمام جمله‌های آقای دانشمند را در گیومه قرار دهید و همه خبر نقل قول‌های او باشد. ‏

توضیحات طولانی او را کوتاه کنید و در جملات کوتاه و شفاف از زبان خودتان شرح دهید. هر جا لازم بود پیشینه ‏و اطلاعات پیرامونی اضافه کنید تا موضوع به طور کامل برای خواننده روشن بشود.‏

به دو یا سه نقل قول طلایی کوتاه از آقای دانشمند اکتفا کنید و آنها را در لابه‌لای متن بگنجانید.‏

پیشینه

بی‌توجهی به پیشینه و اتفاقات ‏پیرامون خبرها باعث انعکاس ‏مبهم اخبار می‌شود. در نتیجه، اغلب، به جای ‏بیان ‏شفاف و معنادار خبر، تکه پاره‌هایی از اطلاعات بی‌معنا به دست ‏خواننده می‌رسد.

پیشینه کمک می‌کند تا مخاطب بتواند ماجرا را دنبال کند.‏

پیشینه را در خبر پخش کنید. یک مقدار اینجا و یک مقدار آنجا. پیشینه در لید هم می‌تواند بیاید. چهار یا پنج کلمه ‏برای به پاسخ روشن به «چرایی» و «خب که چی» خبر. ‏

اگر شش جمله پیشینه دارید ‏بهتر است آن‌ها ‌را در شش جای مختلف پخش کنید. یک جای خوب برای پیشینه قبل و ‏بعد از نقل قول‌ها است. یا ‏قبل یا بعد از رنگ و جزئیات تا این جزئیات در لابه‌لای توضیحات ‏معنا پیدا کند.‏

رنگ و جزئیات

رنگ و جزییات به خواننده حس و حال بودن در محل رخداد را می‌دهد.‏

دنبال جزییاتی باشید که به خواننده می‌گوید آنجا چه‌طور بود. جزییاتی که باعث می‌شود خواننده به خبرتان بچسبد ‏و آن را رها نکند. اگر هواپیمایی سقوط کرده، از چیزهایی بگویید که این ور و آن ور پراکنده شده و البته با ذکر ‏جزئیات؛ یک صندلی نیمه سوخته، چمدان شکسته، عروسک له شده و … ‏

اشاره به عروسک له شده نشان ‏می‌دهد که بچه‌ها هم در این سانحه کشته شده‌اند. نشان می‌دهد با یک فاجعه انسانی ‏سر و کار دارید.

دیوید فینکل از روزنامه واشنگتن پست می گوید، «به جای این که بنویسید بیمار شیزوفرنی صداهای عجیب و ‏غریب می شنید بنویسید آن صداها چه بود. مثلاً بنويسيد او می‌شنید: برو همسرت را بکش.»

نکته: مثل مورچه که دانه جمع می‌کند اطلاعات جمع کنید. خیلی وقت‌ها اگر همان لحظه مشاهدات‌تان را ‏ننویسید، دیگر در خبرتان از آن مشاهدات خبری نخواهد بود. با هر که حرف می‌زنید، جزئیات قیافه و ‏لباس‌اش را هم یادداشت کنید. اگر در دفتر کارش با او صحبت می‌کنید، توضیح دهید دفترش چطور جایی است. ‏مثلاً دو تا مجسمه آفریقایی دارد یا همه مدارک تحصیلی‌اش را به دیوار زده و …‏

فقط حواس‌تان باشد جزئیاتی که در خبرتان می‌آورید باید به نحوی با آنچه می‌خواهید بنویسید مرتبط باشد. اگر ‏بنویسید شاهدی که کاپشن سبز پوشیده بود گفت سه جسد را از داخل هواپیما بیرون کشیده، رنگ لباس‌اش به ‏توصیف بهتر ماجرا کمکی نمی‌کند. اما اگر بنویسید شاهدی که روی دستان‌اش لخته‌های خون چسبیده و ‏صورت‌اش خاک گرفته بود، گفت که سه جسد را از داخل هواپیما بیرون کشیده به بار دراماتیک ماجرا اضافه کرده‌اید.‏

ارایه رنگ و جزییات کمک می‌کند تا اعتبار خبرتان زیاد شود. خواننده متوجه می‌شود که شما از پشت میزتان خبر را ‏‏ننوشته‌اید و در صحنه حضور داشته‌اید.‏

خواننده‌ها تا سال‌ها بعد بخش‌هایی از جزییاتی را که توصیف کرده‌اید، به یاد خواهند داشت.

تذکر: به خاطر داشته باشید جزییات زیاد خبر را در خود غرق می‌کند و خواننده با تعدادی تصویر ‏گنگ می‌ماند که ‏آخر ماجرا از چه قرار بوده.‏

مثل یک فرش باف اجزای خبر را به هم ببافید

بی‌توجهی به پیشینه و اتفاقات ‏پیرامون خبرها باعث انعکاس ‏مبهم اخبار می‌شود. در نتیجه، اغلب، به جای ‏بیان ‏شفاف و معنادار خبر، تکه پاره‌هایی از اطلاعات بی‌معنا به دست ‏خواننده می ‌رسد.

پیشینه کمک می‌کند تا مخاطب بتواند ماجرا را دنبال کند.‏

پیشینه را در خبر پخش کنید. یک مقدار اینجا و یک مقدار آنجا. پیشینه در لید هم می‌تواند بیاید. چهار یا پنج کلمه ‏برای به پاسخ روشن به «چرایی» و «خب که چی» خبر. ‏

اگر شش جمله پیشینه دارید ‏بهتر است آن‌ها ‌را در شش جای مختلف پخش کنید. یک جای خوب برای پیشینه قبل و ‏بعد از نقل قول‌ها است. یا ‏قبل یا بد از رنگ و جزئیات تا این جزئیات در لابه لای توضیحات و تعریف ماجرا ‏معنا پیدا کنند.‏

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *