ماجرا را روایت کنید

خبرهايي كه اين روزها نوشته مي‌شوند، باید جريان يك رويداد را از ابتدا تا انتها تعريف كنند. اصطلاحا مي‌گويند ‏‏بايد ‏self-contained‏ باشند؛ يعني اگر خواننده سه روز پس از سقوط يك هواپيما از تعطیلات بازگشت و خواست ‏‏خبری را دنبال كند، با خواندن اولين خبر بفهمد قضيه چه بوده و بتواند با ماجرا همراه شود.‏

در اين بين، آنچه واحدهاي اطلاعات را به هم می‌بافد و معنادار ‏می‌کند، شرح همان ماجرایی است كه خوانندگان ‏قصد ‏دارند از آن آگاه ‏شوند.‏
توجه داشته باشید که قصه را شما تعریف می‌کنید و اطلاعات پراكنده‌اي كه كنار هم می‌گذارید می‌تواند حكم ‏‏خميري را داشته باشد كه شكل نهايي‌‌اش را شما تعيين می‌کنید.‏

همیشه اول نخ را انتخاب کنید و بعد تکه‌های اطلاعات را به هم بدوزید.‏ نخ همان طرح داستانی است که شما قصد ‏دارید با آن را با ذکر جزییات بیان کنید.‏

مثلا اگر قرار است راجع به نوسازی بم در پی زلزله پیش بنویسید اول فکر کنید که داستان اصلی چیست ‏و سعی کنید آن را در یک جمله شرح دهید:‏

مثلا به این نتیجه رسیده‌اید که با وجود گذشت چند سال از زلزله بم کار ساخت و ساز هنوز به کندی پیش می‌رود.‏

این جمله همان نخی است که باید تکه های اطلاعات را به آن بدوزید. و تکه‌های اطلاعات می‌تواند اطلاعاتی ‏راجع به آخرین تحولات ساخت و ساز؛ گفته‌های چند نفر از مردم ناحیه درباره ساخت و ساز و وضعیت ‏زندگی‌شان در یکی دو سال اخیر؛ توصیفات شما درباره قیافه فعلی شهر و تفاوت آن با روزهای پس از زلزله؛ ‏مقداری اطلاعات و پیشینه که زلزله چه موقع رخ داد، چند نفر کشته شدند، چند درصد از شهر ویران شد و … ‏باشد.‏

حواستان باشد در هیچ جای گزارش نباید از قول خودتان بنویسید که کار بازسازی به کندی پیش می‌رود. نخ را در ‏ذهن داشته باشید و بر مبنای آن اطلاعات، جزئیات و توصیفات را بیاورید. خوانندگان خودشان با خوانندن ‏اطلاعات، مشاهدات و گفته‌های ساکنان و مقام‌های محلی درباره روند بازسازی قضاوت می‌کنند.‏

نکته کلیدی این که در هر صورت باید تلاش کنید با رعایت اصول تعادل، دقت و انصاف کاری کنید تا خبری که ‏می‌نویسید غرض ورزانه نباشد. اگر به نقل از یکی از اهالی بم نوشته‌اید که کار بازسازی کند پیش می رود، حتما ‏باید گفته‌های مقام‌هایی را هم که مسئول پروژه بازسازی هستند بیاورید.‏

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *